تبلیغات
موسسه پژوهشی درمانی احیای طب جامع ایرانیان - دلهره و اضطراب و مؤثرترین روش درمان آن: بخش سوم
سه شنبه 10 آبان 1390

دلهره و اضطراب و مؤثرترین روش درمان آن: بخش سوم

   نوشته شده توسط: عباس کنار نوازی    نوع مطلب :مقالات عمومی ،

داروهای ضد افسردگی
از آن قلمبه گویی ها که بگذریم با کمال تأسف باید بگوییم که آقای پرفسور پلتزشه، در سخنرانی خود، داروهای نورولپتیک را به عنوان ضد افسردگی معرفی کرده است و حال آنکه این داروها را کلیه روان پزشکان جهان، امروزه برای درمان افسردگی ها تجویز نمی کنند؛ زیرا طبق نوشته پروفسور عبدالحسین میرسپاسی، در صفحه 804 کتاب روان پزشکی:بعد از پیدایش نورولپتیک ها، روان پزشکان در صدد برآمدند که از این داروها در درمان افسردگی ها استفاده نمایند ولی نتیجه این آزمایش، رضایت بخش نبود زیرا علاوه بر اینکه نورولپتیک ها در حالات افسردگی مفید واقع نمی شدند، خود این داروها ایجاد حالات افسردگی می کنند.

آن گاه می بینیم آقای پروفسور پتلزشه که گویا به کلی از معنی غافل بوده است در سخنرانی خود نورولپتیک ها را دارای اثر ضد افسردگی معرفی کرده و باز قلمبه بازی تازه ای چنین گفته است:

اثر ضد افسردگی نورولپتیک ها به علت انترفرانس این مواد با سیستم آدرنرژیک است نه سیستم کلینرژیک و نیز قطع سیستم های کلینرژیک موجب اثر مشابهات ایمی پرامین است.

و سپس سخنران محترم در تعقیب بیانات خود، مانند استادی که در سر کلاس درس، مطالب علمی را به دانشجویان تدریس و تفهیم کند، به شرح خواص داروهای نورولپتیک؛ از قبیل لیبریوم، والیوم و ... (که آن ها را آرام بخش هم می گویند) می پردازد و در این باره چنین می گوید:

آرام بخش ها موجب افزایش ((کاتکولامین)) دروزن زای مغز و متابولیت های آن نمی شود، اثر بالینی آرام بخش ها بیشتر مربوط به دو چیز است:

1.      تغییری که در اثر جریان عصبی موجب آزادی کاتکولامین ها می شود.

2.      حساسیت کمتر عناصر پذیرنده.

چون تا اندازه ای افزایش اسید پنج هیدروکسی اندول استیک مغز در کار است ممکن است پنج هیدروکسی تریپ تامبر (سرتونین) دست اندرکار تغییرات باشد.

و توأم با این بیانات، نمودار تأثیر این داروها را نیز رسم می کند.

آقای پروفسور پتلزشه در تمام بیانات خود حتی یک کلمه از ضررهای داروهای آرام بخش، سخنی به میان نیاورد در حالی که تقریباً در کلیه مطبوعات پزشکی جهان، زیان مصرف این داروها گوشزد شده است و حتی در این باره بارها و بارها اعلام خطر کرده اند. این را به چه چیز می توان تعبیر کرد؟

آیا پروفسور پلتزشه و امثال ایشان که در کنگره پزشکی جهانی دم از خواص و منافع داروهای آرام بخش می زنند، به طور مستقیم و غیر مستقیم در تبلیغات برای رواج سرسام آور این داروها دست ندارند؟ آیا باور کردنی است که یک استاد روان پزشک که به عنوان نماینده علمی ملتی که در یک سمپوزیوم بزرگ بین المللی شرکت می کند، از زیان داروهای مربوط به فن تخصصی خود بی اطلاع باشد؟

اگر مصرف این داروها کم بود ما ابداً حرفی نداشتیم، بحث بر سر این است که در سراسر جهان و در همه کشورها تقریباً کلیه مردم از این داروها مصرف می کنند و کمتر خانه ای هست که داروهای آرام بخش در آن وجود نداشته باشد و به قول یکی از نویسندگان: در کیف هر خانمی و در جیب هر آقایی از این داروها وجود دارد. برای نمونه، کشورهای ایالات متحده آمریکا را مثال می زنم. در مقاله ای به قلم دیکسون مندرج در مجله ((انجمن پزشکان آمریکایی))، شماره 163مورخ 1957 اعلام شد که در ده ماهه اول سال 1956 در آمریکا قریب سی هزار میلیون از این قرص ها فروخته شده است که به طور متوسط، روزی 100 میلیون می شود، این 100 میلیون متعلق به 15 سال پیش است. در حال حاضر، این رقم به روزی 1000 میلیون رسیده آن هم فقط در کشورهای ایالات متحده آمریکا. با این حساب میزان مصرف آن ها را در سراسر جهان حساب فرمایید که چه اندازه خواهد شد.