تبلیغات
موسسه پژوهشی درمانی احیای طب جامع ایرانیان - محیط ضد سرطان بخش اول: همه گیری سرطان1
چهارشنبه 11 آبان 1390

محیط ضد سرطان بخش اول: همه گیری سرطان1

   نوشته شده توسط: عباس کنار نوازی    


دکتر مایکل لرنر پس از تدریس در دانشگاه ییل در دهه هفتاد به کالیفرنیا رفت آنهم با یک ایده ای به ظاهر بیگانه: او می خواست مرکزی بوجود آورد که برای کسانی که بیماری سختی دارند از جنبه های جسمی و روحی شفابخش باشد. در این محیط خاص و آرامبخش، که در حاشیه پاسیفیک و شمال سانفرانسیسکو قرار دارد، غذاها تماماً ارگانیک[1] اند.افراد دو بار در روز یوگا انجام می دهند و آزادانه با همدیگر صحبت می کنند. پزشکان متخصص سرطان هر از گاهی به این مرکز می آیند تا پاسخ سوالاتی که در مدرسه پزشکی نیافته اند ببینند.

در سی سال گذشته لرنر و همکارش راشل ریمل، به بیماران بسیاری کمک کرده اند. در بسیاری از بیماران با هم دوست شده اند، برخی هم در حالیکه به شکل شگفت انگیزی خوب شده بودند آنجا را ترک کرده اند و برخش شفا یافته و برخی از دنیا رفته اند. در طول این سالها، تعداد بیشتری از فوت شدگان از بین افراد جوان بوده است. سرطان اکنون به جان مردم افتاده است که هیچگاه سیگار نکیشیده اند و زندگی نسبتاً متوازنی داشته اند. گویی عللی که خارج از فهم و دانش ما هستند، زنی سی ساله را به سرطان پستان با متاستاز دچار می کند و یا مرد جوان به ظاهر سالمی را به سرطان لنفوم یا روده بزرگ یا پروستات مبتلا می کند. دلیلی منطقی برای اینکه چرا بیماران جوانتر شده اند در دست نیست. چیزی که مایکل و راشل مشاهده می کنند همانی است که آمارها نیز از آن سخن می گویند. از 1940 تعداد سرطان ها در تمام کشورهای صنعتی زیاده شده است. این روند از 1975 سرعت فزاینده به خود گرفته بخصوص که جوانها را در بر می گیرد. در امریکا بین 1975 و 1994 نرخ سرطان در زنهای زیر چهل سال 6/1 درصد افزایش یافته است، این آمار در مورد مردان بیشتر است. (8/1 درصد). (1) در بعضی کشورهای اروپایی مثل فرانسه در بیست سال گذشته سرطان 60 درصد افزایش داشته است.(2) در نتیجه نمی توانیم بگوییم که با یک همه گیری مواجه نیستیم.

هنگامی که سه سال پیش، این سئوال را از یک پرفسور برجسته پرسیدم با پاسخهایی که برای عموم اطمینان بخش بودند، مواجه شدم. وی می گفت: هیچ چیز شگفت آوری در مورد این پدیده وجود ندارد. امروزه نسبت به سال 1940، مردم عمر بالاتری دارند، پس طبیعی است که نرخ سرطان بالا رود. به علاوه زنان در سن بالاتری بچه دار می شوند، بنابراین بیشتر به سرطان سینه دچار می شوند. در ضمن با توجه به اینکه امروزه سرطانها زودتر ثبت می شوند، پس در آمار و ارقام تعداد بیشتری نشان داده می شود. پیام صحبتهای او ساده است: ما نیاز به پژوهش برای بهبود درمان و تشخیص زود هنگام داریم و این دو، ستونهای اصلی سرطان شناسی مدرن هستند. من هم مانند بسیاری از همکارانم و بسیاری دیگر از بیماران، دلم می خواست اینها را باور کنم، این حالت، آرامش بیشتری می داد. امروزه حتی این سرطان شناس محافظه کار نیز تغییر عقیده داده است. دکتر آنی ساسکو برای شش سال ریاست واحد پیشگیری از همه گیری سرطان در سازمان بهداشت جهانی را بعهده داشته است، وی به مواردی اشاره می کند که احتمالاً منجر به تغییر فکر کسانی خواهد شد که نمی خواهند با واقعیت روبرو شوند. افزایش سرطان را به وضوح نمی توان فقط با پیر شدن جمعیت توضیح داد. سازمان فوق در نشست 2004، Lancet به این موضوع پرداخت: سرطان در کودکان و بزرگسالان بیشترین افزایش را از سال 1970 دارا بوده است. (5) درست است که افزایش اندکی در ریسک مادرانی که پس از سی سالگی بچه دار می شوند وجود دارد، اما سن مادر شدن فقط بخش کوچکی از افزایش سرطان را در بر می گیرد. سرطان پروستات که مربوط به مردان است بیش از سرطان سینه در کشورهای اروپایی 200 درصد افزایش داشته و در همان محدوده زمانی 258 تا 2000 در چند کشور اروپایی 200 درصد افزایش داشته است. (8-7) و بالاخره بحث مربوط به تشخیص زود هنگام برای توجیه این ارقام کافی نیست. افزایش سرطان هایی که معمولاً تشخیص زود هنگام برایشان مطرح نیست مثل پانکراس، شش، مغز، بیضه و بافتهای لنفاوی، اگر بیشتر نشده باشد در همین حد مانده است.(11-9)

در واقع یک همه گیری سرطان در غرب وجود دارد.[2] حتی می توان تاریخ دقیقی برای آن تعیین کرد: درست پس از جنگ جهانی دوم. برای مثال پژوهش هایی که در مجله  Science چاپ شده نشان می دهد، برای زنانی که حامل ژن با ریسک بالا هستند (BRCA-1 یا BRCA-2) و پس از جنگ بدنیا آمده اند در مقایسه با آنها که قبل از جنگ متولد شده اند ریسک سرطان پستان قبل از پنجاه سالگی سه برابر شده است. (12)[3]

به یاد می آورد که سرطان پستان داشته است: همه دانشجویان پزشکی برای معاینه او دعوت شده بودند. در دهه پنجاه، او نمونه ای استثنایی تلقی می شد. چهار یا پنج دهه بعد من در سی و یک سالگی سرطان گرفتم و دو تا از دختر دایی هایم یکی در اروپا و یکی در امریکا در چهل سالگی مبتلا شدند. همچنین در چهل سالگی همکلاسی دوران بچگی ام، از سرطان سینه فوت کرد. افسوس، که نمودارهای ارائه شده توسط اپیدمیولوژیستها دیگر به مفهوم اعداد و ارقام خلاصه شده نیست و مفاهیم جدی در خود نهفته دارند.

بیماری ثروتمندان

ژنرال دوگل، با پیش بینی مؤثر خود اولین مرکز بین المللی "تعیین علل سرطان" را در سازمان بهداشت جهانی بنیان نهاد. در سال 1964 و در شهر لیون این مرکز همه گیری شناسی سرطان می باشد. همه گیری مطلبی است که در مورد هر بیماری باید کشف شود. این مرکز با تجربه و ترکیب و استنتاج، سعی در تعیین علتهای بیماریها و سیر پیشرفت آنها دارد. علم واگیر شناسی در زمانی پا گرفت که وبا شهرهای اروپا و امریکا را بدون سکنه ساخته بود. در اواسط قرن نوزدهم هنوز میکروبها شناخته نشده بودند و علتی برای بیماری وبا نبود و این سبب افزایش وحشت می شد.

در زمانی که همه گیر شناسان (اپیدومیولوژیستها) علت یک بیماری را تعیین نکرده اند، مسئولان سلامت جامعه، توضیحاتی را ارائه می کنند تا برای عموم مردم الهام بخش و اعتماد ساز باشد. در سال 1832، امریکایی ها با همه گیری وبا مواجه شدند و مسئولان پزشکی شهر نیویورک نتوانستند کمکی بکنند. در آن موقع یک خبرنامه چاپ می شد که نوشته بود قربانیان وبا "یا در استفاده از دارو زیاده روی کرده اند و یا به علت بی احتیاطی با مصرف داروهای نامناسب مستعد بیماری شده اند." این مسئولان گفته بودند برای اینکه وبا نگیرید نباید الکل بنوشید، از مصرف مواد غذایی پسمانده اجتناب کنید، سالاد نخورید و بهداشت را رعایت کنید.(14) کشف باسیل وبا در سال 1883 توسط رابرت کخ تائیدی برای انتقال بیماری از طریق سالاد خام بود، بقیه دستورها بی فایده بود.[4]

آنی ساسکو به یاد دارد که در دوازده سالگی در یادداشت روزانه اش نوشته بوده است: روزی پزشک خواهم شد و برای سازمان بهداشت جهانی کار خواهم کرد. شاید هم خواسته به پدرش که عضو مقاومت فرانسه بود بگوید که قادر است با مشکلات بزرگ بجنگد. وی مدرسه پزشکی را در فرانسه گذراند و دکترای همه گیری شناسی را از دانشگاه هاروارد گرفت و بیست و دو سال در آژانس پژوهشی سرطان در سازمان بهداشت جهانی کار کرد. وی برای تکمیل پژوهشها و اطلاعاتش به چین، برزیل، امریکای مرکزی و افریقا سفر کرد. نقشه های سرطان که نتیجه این پژوهشها بود بهترین راهنما برای فهم چگونگی گسترش سریع بیماری است. وی این نقشه ها را روی صفحه مانیتور کامپیوترش باز می کند، تا بتواند کشورهای با کمترین تعداد مبتلا و بیشترین تعداد مبتلا به بیماریب را، مقایسه کند. اولین نقشه بطور حیرت آور و بوضوح نشان می دهد: در گروههای سنی یکسان، سرطانهای پستان، پروستات و روده در کشورهای صنعتی بخصوص در کشورهای غربی شایع می باشند. این بیماریها در امریکا و اروپای شمالی 9 برابر چین، لائوس یا کره بوده و 4 برابر ژاپن هستند.

پس از مطالعه نقشه ها انسان شک می کند که آیا ژن های آسیایی ها نقش محافظتی در برابر سرطان دارند. اما ژن ها در اینجا نقشی ندارند. وقتی آنی در چین بود از یکی از همکارانش پرسید، چرا سرطان سینه در اینجا اینقدر کم است و وی با لبخندی پاسخ داد "این بیماری متعلق به زنان ثروتمند است. در هنگ کنگ دیده می شود، اما اینجا نه"

در واقع نرخ سرطان بین چینی ها و ژاپنی های هاوایی و یا در بخش چینی نشین سانفرانسیسکو به سرعت به غربی ها نزدیک می شود. (18-17) در دهه گذشته نرخ سرطان پستان در شهرهای عمده چین و هنگ کنگ سه برابر شده است. (19)

دبیر کل سازمان بهداشت جهانی در مقدمه گزارش آژانس بین المللی پژوهش سرطان می نویسد: "80 درصد سرطانها براثر عوامل خارجی مثل شیوه زندگی و محیط زیست می باشند". بیشترین موفقیت داروهای غربی در جنگ علیه سرطان مربوط به محو سرطان معده در کشورهای صنعتی می باشد.

در حالیکه تمام دانشجویان پزشکی سال 1960 بطور با سرطان معده به عنوان بیماری شایع و جدی آشنایی داشتند، اکنون این بیماری بندرت در دانشکده های پزشکی مورد بحث قرار می گیرد. کاهش بروز سرطان معده برای مدت چهل سال، مربوط به نگهداری بهتر غذا در یخچال و استفاده کمتر از نیترات و نمک برای نگهداری غذاها می باشد و اینهم موضوعی است که کاملاً مربوط به محیط زندگی مان است. (21)

امروزه در بیولوژی و دارو سازی این امر شناخته شده است که بسیاری از مواد سمی که در محیط زیست نقش دارند در پیدایش اولین سلولهای سرطان در موجود زنده و تبدیل آن به تومور تهاجمی نقش دارند این روند را تحت عنوان سرطان زایی می شناسند. در گزارش اخیر انستیتو ملی سرطان امریکا، تأکید شده که سرطان زایی شروع کننده بیماری نیست، بلکه پس از شروع بیماری سبب ادامه روند سرطان می شود. (22)

بنابراین ضروریست خود را در برابر سمومی که رشد تومور را باعث می شوند محافظت کنیم، چه در سلامتی باشیم چه بیمار. سم زدایی مفهومی اساسی در بسیاری از سنتهای پزشکی است، از بقراط گرفته تا آیووردا و امروزه شدیداً مورد نیاز است.[i]

من هم مانند هر کس دیگری پس از درمان سرطان می خواستم بدانم چه کاری می توانم انجام دهم تا جلوی بیماری را بگیرم و چه کاری انجام دهم تا سرطان مجدداً باز نگردد. با شگفتی تمام دریافتم که تمام پاسخ ها به نوعی از سر واکنی و غیر مسئولانه است، "ما علت بیماری تو را نمی دانیم. سیگار نکش. اینها همه چیزهایی است که ما به تو توصیه می کنیم." این واقعیت دارد که: بجز ارتباط تنباکو و پنبه نسوز با سرطان ریه، فقط چند مورد از غذاهای مشخص یا روش زندگی و یا حرفه مشخص وجود دارند که جرقه ای برای بروز سرطان محسوب می شوند. اما همانطور که ملاحظه خواهیم کرد، توصیه هایی موکّد برای جلوگیری از شروع سرطان محسوب می شوند. اما خود در برابر آن به قدر کافی موجود می باشند که همگی به حدی زیاد هستند که به تلاش زیادی جهت رسیده به آنها نیاز نیست.

نقطه عطفی در قرن بیستم

امروزه در غرب با همه گیری سرطان مواجهیم و این روند از 1940 رو به افزایش است. پس باید چیزی را که در کشورهای غربی از زمان جنگ دوم جهانی تغییر کرده است بیابیم. سه فاکتور اصلی محیط زیست ما را خیلی شدید از هم گسیخته است:

افزوده شدن مقادیر زیاد شکر تصفیه شده به رژیم غذایی

تغییر روشهای کشاورزی و دامداری و در نتیجه تغییر رژیم غذایی

عدم محافظت در برابر تعداد زیادی از محصولات شیمیایی که قبل از 1940 وجود نداشتند.

اینها تغییرات کمی نیستند. دلایل زیادی هست که باور کنیم این سه پدیده نقش اصلی را در افزایش بروز سرطان دارند. برای محافظت از خود اول باید اینها را بشناسیم.



[1] . غذاهایی که از گیاهان و حیواناتی بدست می آیند که در شرایط به دور از آفت کشها، هورمونها یا مواد شیمیایی صناعی پرورش یافته اند.

[2] . کلمه همه گیری Epidemic برای افزایش شمار یک بیماری بکار می رود. این موضوع برای همه سرطانها درست نیست. در دهه های گذشته کاهش قابل ملاحظه ای در سرطانهای گوش، بینی و گردن در غرب بوده است. اما هنوز سرطانهای شش، مغز، پوست (ملانوما) و غدد لنفاوی از الگوی همه گیری تبعیت می کنند.

[3] . پژوهش دیگری در اروپا نشان می دهد که ریسک تومور بدخیم مغزی برای کسانی که پس از جنگ متولد شده اند نیز سه برابر شده است. (13)

[4] . با تشکر از دکتر ساندرا اشتین گرابر که این مثال تاریخی را در کتاب خود با عنوان Living Downstream آورده است و این کتاب برای اینکه ارتباط بین آلودگی های محیطی و افزایش سرطان را درک کنیم کتابی مفید و ارزشمند است. (15)

همچنین در کتابی بسیار ارزشمند، اثر دکتر دورالی دیویس، با عنوان سرطان و محیط زیست، اشاره شده است که در قرن نوزدهم مسئولین منتظر کشف بیماری نشدند و رعایت دستورات بهداشتی را اعلام کردند، بنابراین قبل از اینکه وبا شناخته شود بسیاری از زادگی ها نجات یافت. (16)



[i] .  مفهوم سم زدایی دارای دو بخش است – از بین بردن ذخیره سازی و حذف فعال. من این کلمه را عمدتاً در مفهوم از بین بردن ذخیره سازی سموم بکار می برم.


برچسب ها: سرطان ، بیماری های سرطانی ، سرطانی ، بیماری ، درمان سرطان ، مقاله سرطان ، مطالب سرطان ، مقاله متبط با سرطان ، سرطان و مرگ ،